
کلمات چه بیهوده خواهند بود وقتی دلتنگی چه بیهوده دست و پا زدنی است کنار کسی که از خود دریغش کرده ای یک دنیا فاصله است میان تو و کسی که به اندازه یک "سلام" با هم فاصله دارید درست می گویم یا اشتباه...؟ شاید تو همان آدم من باشی اما نه در این لحظه نه در واپسای این حجم دلتنگی...
ادامه مطلب
دوست داشتنت چه درد عاشقانه یی دارد... مثل سردرد بعد از خوابی طولانی!...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
+پاک یو! جدیدا از کتاب انجمن شاعران مرده یاد گرفتمش :))...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب
احتمالا یکی از اثرات افسردگی اینه که حرف عادی و ملایم یکی کلی داغونت می کنه. البته اینو به صورت تجربی میگم... ولی خوب... انگار کم کم دارم بهش اجازه میدم تمام وجودم رو بگیره!...
ادامه مطلب
من می دانستم آن لبخندها کار را خراب می کنند...آن همه شباهت؛ من به تو و تو به من. من می دانستم تو آمدی که از بیخ و بنم بکنی و با این حال؛ باز تن دادم به مرگ بی صدایی. شهید شدن را بلدی؟ با لذت جان دادن ...
ادامه مطلب
تو سریال 13 دلیل می گفتند وقتی احساس افسردگی دارید؛ وقتی وست دارید خودتون رو بکشید، فقط کافیه حرف بزنید. اما اینا توجه کردند که اگه آدم به حرف زدن هم علاقه ای نداشته باشه باید چیکار کرد؟ نمی دونم قضیه...
ادامه مطلب
من آدم بهانه ها هستم...!...
ادامه مطلب
یه شب وسط اون بحث های معمول و نسبتا سنگین، یهو برای جهت دادن به بحث و رسوندن منظورش پرسید: اگه بهت بگن تمام دنیا رو بهت میدیم اگه قبول کنی بمیری، قبول می کنی؟ یه لحظه گیج شدم. نفهمیدم. با تعجب گفتم: خب وقتی قراره بمیرم با اون دنیا چی کار می تونم بکنم؟ گفت: دقیقا نکته ش همینه. وقتی مردی دیگه کل دنیای مادی رو بهت بدن فایده نداره. قراره از چیش استفاده کنی؟ حالا من موندم و مفهومی که از این سوالش گرفتم. دارم فکر می کنم یه روز بیاد و بگه یادته یه روز چنین آرزویی داشتی؟ بیا الان بهت بدمش. و من یه لحظ...
ادامه مطلب
بعضی کارای دنیا که در نهایت به ذهن و عقل خودت هم می رسه بیشتر چیزی شبیه به شوخی یا به صورت مشخص تر، آزار به نظر میاد. وگرنه چرا باید دقیقا فردای روزی که... آره فردای اون روز من چنین خواب خنده داری ببینم؟ اون همه آدم تو یه کلاس کوچیک روی زمین. حتی همین متد هم خنده داره!xa0 تمام مدت یه چیزی رو به شدت ...
ادامه مطلب
ازم پرسید: تا حالا خودکشی کردی؟! جواب دادم: آره چند روز پیش بیشتر آهنگایی که بهم انرژی مثبت می دادن رو پاک کردم! ...
ادامه مطلب
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخنمن خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود خدا هیچ کس را روز بزرگداشت حضرت سعدی دلتنگ نکند :))...
ادامه مطلب
به قول استاد محمود دولت آبادی درد آنجاست که درد را نمی شود به کسی حالی کرد. اما وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم می بینم خوشبختم. یاد وقت هایی میافتم که دارم به یه چیزی ( حتی یه چیز الکی) قش قش میخندم، بالا و پایین میرم و آخرش میگ وای دلم درد گرفت از بس خندیدم... اشکم در اومد... و این وسط اهل دلی بهم...
ادامه مطلب
-عه یه مورچه. چقدرم گنده ست! +بکشش! -نه گناه داره. +اوف. خب برش دار بندازش تو سطل آشغال. xa0(تلاش مداوم برای برداشتنش با چیزی برای قرار دادن درسطل) -نمیشه. نمیاد. +میشه. از پهناش بگیر. بره روش بعد بندازش. -بابا رفت زیر مبل. +اه! یه مورچه نمی تونی بگیری. خب می کشتیش. -بابا گناه داره! هنوز که کسیو نخورده من بخوام بکشمش. تازه بخوره هم که اونا نمیمیرند. خدا رو خوش نمیاد. + ببین چقدر گنده ست. می دونی چقدر درد می گیره؟ -حالا که رفت. +ولی دایی اینا شب اینجا میخوابند ممکنه بخورتشون نصف شبی. -خیلی خب توا...
ادامه مطلب
من دیگر در سرم فکر نمی کنم... می نویسم!...
ادامه مطلب
تو ناگهان از کجا وسط زندگی من افتادی که سال هاست من اینچنین در بهت دیدن ناگهانیت مانده ام؟ از تو گذر می کنم و نگاه نمی کنی حرف می زنم و عکس العملی نشان نمی دهی می آیم و سلام نمی دهی می روم و اصرار نمی کنی می خندم و تو به خنده ام لبخند هم نمی زنی من را که می بینی چشم هایت برق نمی زنند صدایم را که می شنوی نمی گویی شبیه لالایی خواندن ماه است این حجم از بی تفاوتی در تو واقعا بی سابقه و عجیب است!! میم.Sxa0 ...
ادامه مطلب
شبا خوابتو می بینم.... این یعنی نهایت درد! *شعر اصلی: تو رو آرزو نکردم... این یعنی نهایت درد!...
ادامه مطلب